دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
13
تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )
مغولان در ايران رخداده و حتى در سدههاى هشتم / چهاردهم و نهم / پانزدهم پس از زوال ايلخانان ، جهاننگرى مذهبى عامه مردم را شكل داده بود . بالاخره اگر يكى از نياكان اسماعيل شيعه مىبود براى اسماعيل ناممكن بود دست به تقيه بزند يعنى اعتقادات مذهبى خويش را پنهان سازد ؛ اين كار معمولا در جايىكه خطرى شيعيان را تهديد مىكرد ، صورت مىگرفت . همه اين ملاحظات سبب مىشود كه امروزه نتوان به دقت به سؤال اينكه معنى و مفهوم شيعه و سنى در سده نهم / پانزدهم چه بوده ، جواب داد . اين كار مستلزم بررسى دقيق نوشتههاى كلامى و فقهى اين روزگار است و يكچنين تحليلى فعلا در اختيار ما نيست . چون زمان گذشته است بنابراين بايد بپذيريم كه در اين دوره تعاريف روشن ايام گذشته ديگر اعتبارى ندارند . تا زمانيكه شناخت و اطلاعات مفصل حاصل نشده ، نمىتوان عقايد مذهبى نياكان اسماعيل را به دقت تعيين نمود . براى تعيين و تشخيص موقعيت مىبايد به عوامل زير تأكيد كرد . در اينكه شيخ صفى يك نفر سنى بوده ، نمىتوان ترديد كرد . امّا دربارهء كيفيت اعتقادات او هم نمىتوان بدرستى داورى كرد چون عقايد مذهبى جهانى كه وى در آن مىزيست همخوانى كامل با اعتقادات اهل تسنن نداشت . شيخ صفى شافعى مذهب بود يعنى مذهبى كه مناسبات و تشابهات تنگاتنگى با مذهب شيعه داشت و شيعيانى كه وانمود به تسنن مىكردند اين مذهب را مىپذيرفتند . پس از گذشت يكصد سال از مرگ شيخ صفى ، اطلاعات متقنى ، جز به حدس و گمان ، راجعبه اينكه جانشينان او نيز يكچنين مذهبى را اتخاذ كردهاند ، موجود نيست . شيخ خواجه على ( متوفى 832 / 1429 ) را برايناساس كه نام او على است و مخصوصا گفته شده كه على ( ع ) چهارمين خليفه و داماد پيامبر اسلام را در خواب ديده و نيز او را در شعرى كه هنوز موجود است ، ستوده ، مىتوان شيعه مذهب دانست . نويسندگان سنى به جنيد ، جد اسماعيل ، بدگمان بودهاند چون گفته شده وى در حوالى سال 1450 م . در قونيه خويش را در كسوت فقيه معروف شيخ عبد الطيف ظاهر ساخته و اين نكته از راه نوشتهء شيعهدوستانهء يكى از دوستان شيخ يعنى عاشق پاشازاده ، مورخ عثمانى به ما رسيده است . همچنين گفته شده كه پيروان جنيد پس از مرگ او ، معبودش خواندهاند و فرزند او حيدر را پسر معبود . در پذيرش اين نكته بايد دانست كه اين سخنان ، سخنان گزنده دشمن صفويان ، فضل اللّه بن روزبهان خنجى ، مورخ سلطان يعقوب آققويونلو است كه بعدها از برابر اسماعيل به ماوراء النهر گريخت . گزارش شده حيدر نيز امام على ( ع ) را يكبار در خواب ديده است . همين نكته شايد منشأ « كلاه حيدرى » يعنى كلاه سرخ قزلباشها باشد كه دوازده ترك آن اشاره بر دوازده امام داشت .